ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگی ما عدم ماست
اگه خواب بمونی و یک ساعت دیر تر از همیشه بری بیرون ...
اگه التماس بابات کنی ماشینو بده و نده ...
اگه تا برسی ایستگاه اتوبوس بره ...
اگه اتوبوس بعدی رو که سوار میشی تا ایستگاه بعد پات لای در بمونه ...
اگه دیر برسی سر کلاس و تاخیر بخوری ...
اگه استاد درس بپرسه و بلد نباشی...
اگه همه ی کلاس هر هر بهت بخندند ...
اگه تا کلاس بعدی ۴ ساعت الاف (علاف؟!!) باشی و استادش نیاد ...
اگه موقع برگشتن تو پیاده رو جلوی یه دسته دختر دبیرستانی پات پیچ بخوره با آسفالت یکی شی ...
اگه تا صد متر این ور و اون ور سوژه بشی ...
اگه بری مترو و ببینی پله برقی ها کار نمیکنند ...
اگه شب که بر میگردی خونه یه گربه اندازه ی گاو بپره جلوت قلبت بیاد تو دهنت ...
اگه بیای ببینی آسانسور خراب شده و باید هشت طبقه رو با پا های بی جونت بری بالا ....
اگه تا میرسی دم در خونه مامانت بگه گل من آشغالا رو بپر پایین ...
اگه تا میای شام بخوری دوستت تلفن کنه ...
اگه بیای ببینی ته دیس پلو رو در آوردن و از خورشت هم که الحمد لله خبری نیست ...
اگه تا میای نون و شلغم زهر مار کنی یهو ایل و تبار مامانت بریزن خونتون سرزده (تیریپ کوکب خانم و این حرفا) ...
اگه تا یک شب بگن و بخندند ...
اگه هر کدوم یه دو جین بچه ی زرزرو داشته باشن که از سر و کول آدم بالا میرن ...
اگه اتاقت رو که روز پیش پس از ده سال تمیز کرده بودی دوباره به گند بکشن ...
اگه ساعت دو شب که میخوان برن مجبور شی تا پارکینگ بدون آسانسور بدرقشون کنی ...

اگه دوباره هشت طبقه رو بیای بالا ...
اگه به خاطر گریز از عذاب وجدان کمک مامانت کنی ...
اگه تا میای بخوابی یادت بیفته باید فردا پروژتو تحویل بدی ...
اگه تا میای ساعت ۴ بخوابی هوس میکنی وبلاگت رو آپ کنی ....
اگه یه دنیا حرف بنویسی و بعد بلاگفا بازی در آره و همش بپره ...
اگه ساعت پنج تا میای بخوابی از ترس دوباره خواب موندن چشمت به ساعت بمونه و تا ۶ صبح کشیک بدی ...

اگه همه ی این اتفاقات تو یه روز برات بیفته ...
به خودت چی میگی؟
این سوال اول...
سوال دوم :
اگر اگر نبود ...؟


راستی سلام دوستای گلم 


نتایج آخرین مسابقه ی بی سابقه ی ما :
پاسخ ها به ترتیب مزه و از این جور حرفا:
شیرین ترین : او زندگی است و زندگی برای اوست. مرسی صادق!
با نمک ترین: من نمک هستم چون تو نمکدونم (ملاک انتخاب استفاده از کلمه ی نمک بوده است.) با تشکر از نمکپاش!(عشق زندگیست و زندگی بندگی رو هم خوب اومده بودی!)
بد مزه ترین : وبلاگم زندگی است و زندگی آشغال است.نیاز به معرفی پاسخ دهنده نیست!!
شلغم ترین: من خوشحال هستم چون دوست شلغم فروش هستم. ایول الی!
بی مزه ترین:من قورباغه هستم چون خوشگل (سبز) هستم. الهه خانم یه خورده نمک بخوری بد نیستا!
ترش ترین : نداشتیم!!!
پاچه خارترین (پاچه خوار ترین؟!) شلغم خور:علی!بابا مرسی خودمون می دونیم پر محتواییم.
زرنگترین شلغم خور:الهه جون ! هول بودی عزیزم؟؟
تنبل ترین شلغم خور:پیمان خان.... بابا نمی اومدی دیگه؟؟!!
عاشق ترین شلغم خور: من زنده هستم چون با تو هستم... کوچک کویری!
شاعر ترین شلغم خور :بوالفضول الشعرا ! 
حساس ترین شلغم خور : خودم (خودم نه ها یه خودم دیگه!)پاییز زندگیست و زندگی فصلی بی پایان...
ممنون از تمام کسانی که شلغم خوردن و نمردن!!
مرسی از دوستای گلم!

(ضمنا لازم به یاد آوری میباشد که به دلیل ولخرجی مفرط در اهدای جوایز پستهای قبلی از اهدای جوایز معذوریم ... )
حرف آخر:
مردی که کوه را از میان برداشت ... مردی بود که شروع به برداشتن سنگ ریزه ها کرد...
تنها هنگامی دچار رنج و اندوه میشویم که ارتباط خود را با خدا فراموش کنیم!