تبليغاتX
شلغم فروش خندان
 
  گوش کردن را یاد بگیر ...فرصت ها گاهی با صدای بسیار آهسته در میزنند...

 

 

هرگز تسليم نشو …هر روز معجزه ي تازه اي اتفاق مي افتد !

 

 

سلام دوستاي گلم

 

اينو بگم و برم : به قيد سليقه ي خودمون (همون به قيد قرعه سابق)اين هفته به برنده ي خوشبخت مسابقه مون يك در كابينت به رسم ياد بود اهدا ميكنيم كه كوچولو اومد بردش با شش دليل محكمه پسند !!!

اينو بگم و برم : براي داداش الهه خانوم و همسر سنجاقك  هم دو تا اخطاريه فرستاديم كه حواسشونو جمع كنن و مواظب خودشون باشن (به خاطر افكار شيطاني خواهر و همسرشون ! براي توضيح بيشتر ميتونن به كامنتهايي كه دفعه پيش گذاشته بودن مراجعه كنن !)

اينو بگم و برم : از فرصت و شجاعتي كه براي شلغم خوردن صرف ميكنيد بسيار بسيار بسيار ممنون !!!

اينو بگم و برم : وقتي اولش كه اومدي و صفحه ي سفيد اين پست رو ديدي چه فكري كردي؟

 

اندكي تفكر به مغزمان لگد زد كه بپرسيم :

دوست عزيز !

فرق چاله و كاغذ مچاله چيست ؟

دوستاني كه نتونستن پاسخ دندان شكني براي سوال بالاپيدا كنن دندوناي سوال پاييني رو بشكنن !

دوست داشتي چاله باشي يا كاغذ مچاله ؟

دوستاني كه براي اين سوال هم جواب نداشتن هر چه سريعتر محل را ترك كنند و متفرق شوند !

 

 

 

حرف آخر :

 

هرگز اميد كسي را نا اميد نكن …شايد اين تنها چيزي باشد كه او دارد…

 

 تنها هنگامي دچار رنج و اندوه ميشويم كه ارتباط خود را با خدا فراموش كنيم.


نوشته شده در  دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت 18:11  توسط شلغم فروش خندان 

 |    لینک ثابت مطلب  |     ابتدای صفحه

 
 
 
 
  اشتباهاتت را بپذير.

 

تا با غم عشق تو مرا كار ا فتاد

                                      بيچاره دلم در غم بسيار افتاد

 

 

 

وقتي بچه بودم هميشه ميترسيدم يادم بره دست چپ و راستم كدومه …

 

 

 

 

 

سلام دوستاي گلم

 

هم اينك به خاطرمان ياد شد (همان يهو يادم اومد سابق!): طبق آخرين آمار دستگير شده !تا كنون 37۷ فروند انسان آزاده و آماده شلغم خورده اند و تا كنون هيچ مورد فوتي گزارش نگرديده !پس همچنان شلغم بخوريد و به ديگران تعارف بخوريد...!(نماينده تام الاختيار ما در بهشت زهرا به طور شبانه روزي آماده دريافت و پرداخت گزارشان!متوفيان بر اثر استعمال! شلغم مستقر است !)

هم اينك به خاطرمان ياد شد (همان يهو يادم اومد سابق!): قرار بود يه جايزه هايي به گرمترين و سردترين پاسخ ها بياندازيم!

دو برنده خوشبخت ما بهمن : معتادها سرما رو نميتون درست بگن ولي گرما رو ميتونن!!!

صادق: تو سرما شلغم گرم خوردن خيلي ميچسبه اما تو گرما شلغم سرد خوردن اصلا نميچسبه!!!

ديگه تشخيص گرمترين و سردترين با خودتون...من كه نميتونم لقمه رو بجوام !!! بزارم تو دهنتون!!!

راستي جايزتون  يه مشت بذر شلغمه ...به اميد روزي كه هر ايراني يك مزرعه شلغم داشته باشد!

 

هم اينك به خاطرمان ياد شد (همان يهو يادم اومد سابق!):تنها كسي كه البته ها رو شمرد قاصدك عزيز بود بعد وقتي ميگن خانمها تيز بين ترندبه  بعضيها بر  ميخوره ...البته من يه هديه براشون در نظر گرفتم كه يهو يادم رفت بيارم ...نيست دستم بند جايزه هاي صادق و بهمن بووود!

 

هم اينك به خاطرمان ياد شد (همان يهو يادم اومد سابق!):يه زحمتي براتون دارم ...ازتون يه كاري ميخوام :

1  يا اي دي منو  ادد كنيد               2  يا اي دياتونو برام اف بزاريد

 (گزينه دو صحيح است)!

 

 

حالا سوال:

                        دوست داشتيد كابينت باشيد؟

 

شرح سوال: غرض كابينت آشپز خانه مي باشد!!!

 

 

 

همين الان طبق آخرين نظر دريافتي دلتنگي اعلام داشته است بر اثر خوردن شلغم از دنيا رفته است .در صحت و سقم اين خبر شك بسيار است .هنوز هيچ ارگان و سازماني مسئوليت اين حادثه را بر عهده نگرفته است! 

 

 

حرف آخر:

 

خداوند اميد را به خاطر جبران غم هاي زندگي به ما ارزاني داشته است.

 

تنها هنگامي دچار رنج و اندوه ميشويم كه ارتباط خود را با خدا فراموش كنيم.


نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آبان 1384ساعت 17:2  توسط شلغم فروش خندان 
 
 
 
 
  هر كجا هستم باشم.

اين داستان ملهم از يك ماجراي واقعي است!!  

 

دانشجوي سال آخر ادبيات در حال شماره گيري ... دانشجوي سال آخر ادبيات در حال مكالمه ... :الو ؟ سلام بوآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ حالت خش بيد؟

اين روزا زياد ياد اين شعر سعدي يا سهراب سپهري ميافتم (البته دقيقا يادم نيست كه شعر كدومشون بود اما خب مهم اصل مطلبه !)كه ميگه :

 

حافظا بسي رنج بردم در اين سال سي

                                     تحويل شماها دادم كه گند بزنين به اين پارسي !

 

حالا چرا ياد اين شعر افتادم نميدونم اما بد جور افتادم فكر كنم پاي چپم شكست ... دست بشكند پا بشكند ... دل نشكند ! البته اگر هم شكست مهم نيست دو قلوهاي رازي همه چي رو ميچسبونن به غير از شيشه شكسته هايي رو كه تماشا گرنما هاي افراطي اون روز باهاشون خيابونا رو فرش كردند... اين فرشهاي ايراني هم كه پايان ذوق و سليقه هستند ... و از قديم هم كه وويگولنجز(!)هنر نزد ايرانيان است و بس ... هنر فرش ايران هم كه تو دنيا تك تك ..تك تك اردك ... اردك تك تك ...تك اردك !اردكي تنها به روي آبه پراشو بسته ميخواد بخوابه اما اين همسران طبقه ي بالايي كه تازه زندگي عشقكي خودشون رو شروع كردن نميذارن نميدونم سر چي به تفاهم نرسيدن كه دارن ديوارهاي احترام و از خودگذشتگي و از اين جور حرفارو رو سر هم خراب ميكنن !البته تقصير اونا نيستاااااااااا ديوارها مقاوم سازي نشده !من نميدونم فردا كه زلزله بياد كه ميخواد اين همه آت آشغالو ساعت 9 شب بذاره كنار جوي آب بنشين و گذر عمر ببين ... ببين .... ببين من چند بار بهت بگم مثل آدم رفتار كن ... مثل آدم راه برو... مثل آدم زندگي كن...شلغم بخور! نميميري كه!

 

سلام دوستاي گلم!

 

يهو يادم اومد (1)ديپلم افتخار به كوچك كويري به خاطر جمله ي قصارشون : منتظر حضورت هستم نه نظرت!

يهو يادم اومد(2 ) اون روز داشتم شلغم مي خوردم ياد همتون افتادم ... بيشتر از همه ياد آشغال!

يهو يادم اومد(3 )  اون روز داشتم يكي از دوستاي گلم رو لينك ميكردم يهو يادم افتاد نيكا هنوز منو لينك نكرده !

يهو يادم اومد(4 )  اين بار به هيچ كي جايزه نميدم ! خيلي ماديگرا شديد عزيزان من ! باور كنيد   آخركارما هستيم و يك وجب خاك !خواهران من ... برادران من ... دنيا ارزش اين حرفارو نداره ... حالا ما اومديم سري قبل نفري يه دونه ! ريو داديم بهتون اين بار هيچ كي تو مسابقه شركت  نكرد ...  البته روي دوستاني رو كه پاسخ مسابقه رو دادن مي بوسم !(البته با رعايت موازين  شرعي !)   

يهو يادم اومد(5) يهو هم  يادم رفت!

يهو يادم اومد(6)اگه گفتين تو اين مطلب چند بار كلمه البته رو بكار بردم البته با اين آخري حساب كنيد!

 

 

م ... ي ... ر... س ... ي... م ... به سوال :

 

                        فرق گرما و سرما چيه ؟

 

به سردترين و گرمترين پاسخ هداياي به درد بخوري خواهيم انداخت !

 

 

حرف آخر :

 

لذت زود گذر هيچ گناهي به قهر و خشم خداوند نمي ارزد.

تنها هنگامي دچار رنج و اندوه ميشويم كه ارتباط خود را با خدا فراموش كنيم.

 


نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آبان 1384ساعت 18:37  توسط شلغم فروش خندان 
 
 
 
 
  آنچه به پروردگار مديونيم دوست داشتن ديگران است.

 

ديشب زسيل اشك ره خواب مي زدم

                                            نقشي به ياد خط تو آب مي زدم

 

... و من نوزادي بودم ... شنيدم كه شنيدن ديگر افسانه خواهد شد ... گريه كردم تا با من نيز سخن بگويند ... اما كسي نشنيد...

من نوپايي بودم كه تازه گام برداشتن آموخته بود ... شنيدم كه شنيدن ديگر افسانه خواهد شد... گفتم دستم را بگيرند ... اما كسي نشنيد ...

من نوجواني بودم ... شنيدم كه شنيدن ديگر افسانه خواهد شد... گفتم در اين طوفان ديگر گوني ام كه خود را گم كرده ام مرا به من باز پس دهيد... اما كسي نشنيد ...

من آنك دلباخته اي بودم كه ... شنيدم كه شنيدن ديگر افسانه خواهد شد... به او كه دير زماني بود دلبسته بودم هر چند با رنج هرچند با شرم ... گفتم كه دوستش داشته ام ... اما او نشنيد...

من آخرين روزها را شب ميكردم كه ... شنيدم كه شنيدن ديگر افسانه خواهد شد...با صداي بي صداي ام گفتم كه تنهايم نگذارند اما كسي نشنيد ...

من شنيدم كه شنيدن ديگر افسانه خواهد شد ...

يكي گستاخي اش را عذرميخواست ...

يكي نامهرباني اش را ... يكي ناانصافي اش را ...

يكي عشق خود را فرياد ميكرد...

يكي دوست داشتن اش را داد ميكرد...

يكي از ستم ها ناله ميكرد...

يكي از گناهش استغاثه ...

و بسياربودند از اين يكي هايي كه من ديدم ...

 

اين بار دوست دارم بدانم اگر بشنوي كه شنيدن افسانه خواهد شد... چه خواهي گفت و چه كلامي رادوست داري بشنوي ...حتي اگر كسي صدايت را نشنود...؟

شتاب كن ...! شنيدن افسانه خواهد شد ... من خود شنيده ام ...

 

سلام دوستاي گلم

ممنون از لطف شما كه تو اين يكي دو ماهه شلغم فروش رو تنها نذاشتيد ...

 

                             ساقيا آمد عيد مبارك بادت ...

 

يهو يادم اومد(۱): ممنون از مسافر مهربون و همسايه ديوار به ديوار خوبم كه فرياد ياري خواهي منو بي جواب نذاشت

يهو يادم اومد(۲): ممنون از علي و مهدي و آرش و صادق و نيكا براي راهنمايي شون

يهو يادم اومد(۳): خيلي بد كه آدم مهمان بره سر يه كلاس ديگه بشينه و بخواد تريپ معرفت واسه دوستاي تنبلش حاضري بگيره اونوقت استاد زوم كنه رو شما و حالتون بگيره

يهو يادم اومد(۴): من اولين كسي بودم كه عيد فطر رو تبريك گفتم

اینو دیگه واقعا یهو یادم اومد(۵):به مناسبت عید سعید فطر تمام ۸۳ شلغم خور پست قبلی بدون قید قرعه برنده یک دستگاه ریو شدند . در ضمن لازم به یادآ وری است اهدای جوایز را شادمهر بر عهده گرفته است.بریزید سرش ماشیناتونو بگیرید.اگرم نداد هر بلایی خواستید سرش بیارید... ریو..خانواده ها دوست دارند...جوانان میپسندند... 

 

حرف آخر :

                    فرو افتادن در مقابل خدا راه برخاستن است.

تنها هنگامي دچار رنج و اندوه ميشويم كه ارتباط خود را با خداي خود فراموش كنيم .

 


نوشته شده در  دوشنبه نهم آبان 1384ساعت 18:33  توسط شلغم فروش خندان